دیکشنری آموزشی زبان انگلیسی

دیکشنری آموزشی لنگوئج تایز یک فرهنگ لغت انگلیسی به فارسی، فارسی به انگلیسی و انگلیسی به انگلیسی متمایز است که برخی از ویژگی های آن به شرح زیر می باشد:

  • امکان جستجوی لغات بر اساس قسمتی از سرواژه و یا معنی
  • دارای نشانه های آوایی (تلفظ) کلمه
  • دیکشنری مصور
  • دارای کلیپ ویدیویی (آرشیو کلیپ ها به تدریج افزایش میابد)
  • دارای معادل انگلیسی از چهار دیکشنری معروف
  • همراه با مثال انگلیسی و ترجمه
  • دارای طبقه بندی موضوعی
  • طبقه بندی CEFR (از لحاظ سطح دشواری لغت)

در قسمت پایین برای جستجوی واژه ی فارسی آنرا در قسمت فارسی و برای جستجوی واژه ی انگلیسی آن را در بخش انگلیسی وارد کرده و سپس روی "جستجو" کلیک کنید.

جستجوی دیکشنری با کلمات فارسی
جستجوی دیکشنری با کلمات انگلیسی
عنوان معادل فارسی
Don't bite the hand that feeds you

نمک خوردن و نمکدان شکستن

Don't count your chickens before they're hatched

جوجه را آخر پاییز می شمارند.

Don't cry over spilled milk

مخور غم گذشته، گذشته ها گذشته

آب رفته به جوی باز نیاید

don't give up the day job

بیخیال انجام کار (جدیدی) شدن، کار قبلی خود را ادامه دادن

Don't judge a man until you've walked in his boots

کنار گود نشسته می گوید لنگش کن.

Don't kill the goose that lays golden eggs

نان خود را آجر کردن

مرغ تخم طلا را کشتن

Don't put all your eggs in one basket

روی تمامی موجودی خود ریسک نکن.

Don't put off for tomorrow what you can do today

کار امروز را به فردا مینداز.

Don't put the cart before the horse

سرنا را از سر گشادش زدن

doorway

درگاه ، سرسرا

down in the mouth

ناراحت، غمگین، افسرده

download

دانلود

drawer
  • (ميز و كمد و غيره‌) كشو، كشويى‌
  • شخص‌ يا چيزى كه‌ مى‌كشد
  • (در آبجو فروشى‌ و غيره‌) كسى‌ كه‌ مشروب‌ را از بشكه‌ مى‌كشد
  • كسى‌ كه‌ چك‌ يا حواله‌ مى‌كشد ، چك‌نويس‌
  • نقشه‌كش‌
dress

پيراهن‌، لباس‌ يك‌ تكه‌، جامه‌، پوشاك‌

dressed to kill

لباس شیک پوشیدن، شیک و پیک کردن (مثلاً برای تحسین جنس مخالف)

drink

نوشیدن، آشامیدن

drive

راندن‌، رانندگى‌ كردن‌

drive somebody up the wall -
driver

راننده 

برنامه راه اندازی 

dumpling

 نوعى پودينگ که محتوى ميوه پخته است

ear
  • گوش
  • سنبله، خوشه (گندم، جو)
Easy come, easy go

باد آورده را باد می برد.

eat
  • غذا خوردن
  • به مقدار زیاد مصرف کردن
eat like a horse -
eat out

بیرون غذا خوردن

صفحه‌ها