دیکشنری آموزشی زبان انگلیسی

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

دیکشنری آموزشی لنگوئج تایز یک فرهنگ لغت انگلیسی به فارسی، فارسی به انگلیسی و انگلیسی به انگلیسی متمایز است که برخی از ویژگی های آن به شرح زیر می باشد:

  • امکان جستجوی لغات بر اساس قسمتی از سرواژه و یا معنی
  • دارای نشانه های آوایی (تلفظ) کلمه
  • دیکشنری مصور
  • دارای کلیپ ویدیویی (آرشیو کلیپ ها به تدریج افزایش میابد)
  • دارای معادل انگلیسی از چهار دیکشنری معروف
  • همراه با مثال انگلیسی و ترجمه
  • دارای طبقه بندی موضوعی
  • طبقه بندی CEFR (از لحاظ سطح دشواری لغت)

در قسمت پایین برای جستجوی واژه ی فارسی آنرا در قسمت فارسی و برای جستجوی واژه ی انگلیسی آن را در بخش انگلیسی وارد کرده و سپس روی "جستجو" کلیک کنید.

جستجوی دیکشنری با کلمات فارسی
جستجوی دیکشنری با کلمات انگلیسی
عنوان معادل فارسی
cough up

سلفیدن، اخ کردن، از روی ناگزیری و اکراه پولی را به کسی دادن

cow -
crab

خرچنگ

creative

خلاق ، سازنده 

ابتکاری ، بدیع

crossword

جدول کلمات

Curiosity killed the cat

فضولی موقوف

dad

بابا / پدر

damn -
dance
  • رقص‌، پايكوبى‌، پاى بازى
  • رقصيدن‌، پايكوبى‌ كردن‌، به‌ رقص‌ درآوردن‌ يا درآمدن‌
  • (با نشاط‌ و سبكبالى‌) حركت‌ كردن‌، جست‌ و خيز كردن‌، (مثل‌ چوب‌پنبه‌ در آب‌ موج‌دار) بالا و پايين‌ رفتن‌
  • (انواع‌ رقص‌) تانگو، والس‌، سوينگ‌ (و غيره‌)
  • حركت‌ (تند و شاد)
daughter

فرزند دختر، دختر

deal

مقدار، اندازه‌، قدر، حد، معامله‌ كردن‌، سر و كارداشتن‌ با، توزيع‌ كردن‌

dejected

افسرده، غمگین، آزرده

Delays are dangerous -
dictionary

دیکشنری، لغت نامه، فرهنگ لغات

dim

کم نور

تار ، مبهم

مات ، کدر

کمسو کردن یا شدن

چشم کمسو یا ضعیف

دیرفهم ، کم هوش

 

dinner

شام، مهمانی شام

direction

سو، مسیر، جهت، سمت

Do as I say, not as I do

واعظ غیر متعظ بودن

doctor

دانشمند ، دکتر

پزشک

عنوان دکتری

درمان کردن

دست بردن ، دستکاری کردن

Don't bite off more than you can chew

لقمه بزرگتر از دهانت برندار.

Don't bite the hand that feeds you

نمک خوردن و نمکدان شکستن

Don't count your chickens before they're hatched

جوجه را آخر پاییز می شمارند.

Don't cry over spilled milk

مخور غم گذشته، گذشته ها گذشته

آب رفته به جوی باز نیاید

don't give up the day job

بیخیال انجام کار (جدیدی) شدن، کار قبلی خود را ادامه دادن

Don't judge a man until you've walked in his boots

کنار گود نشسته می گوید لنگش کن.

صفحه‌ها