مفهوم halfway در جمله زیر

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

با سلام خدمت دوستان

من نتونستم مفهوم جمله زیر رو بدونم

You are also recommended to turn the food over halfway through cooking

با تشکر

You are also recommended to turn the food over halfway through cooking:

در ضمن به شما پیشنهاد می شود که در اواسط پختن غذا را برگردانید.

halfway / ˌhɑːfˈweɪ /   / ˌhæf- / adjective , adverb

in the middle of something, or at a place that is equally far from two other places:

  • York is halfway between Edinburgh and London.
  • شهر یورک در نیمه (راه) اِدینبرا و لندن قرار دارد.
  • I'd like you to look at the diagram that is halfway down page 27.
  • مایلم شما به نموداری که در وسط صفحه 27 است نگاه کنید.
  • She started feeling sick halfway through dinner.
  • وسط شام حالش به هم خورد.
  • © Cambridge University Press 2013

افزودن دیدگاه جدید