دیکشنری آموزشی زبان انگلیسی

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

دیکشنری آموزشی لنگوئج تایز یک فرهنگ لغت انگلیسی به فارسی، فارسی به انگلیسی و انگلیسی به انگلیسی متمایز است که برخی از ویژگی های آن به شرح زیر می باشد:

  • امکان جستجوی لغات بر اساس قسمتی از سرواژه و یا معنی
  • دارای نشانه های آوایی (تلفظ) کلمه
  • دیکشنری مصور
  • دارای کلیپ ویدیویی (آرشیو کلیپ ها به تدریج افزایش میابد)
  • دارای معادل انگلیسی از چهار دیکشنری معروف
  • همراه با مثال انگلیسی و ترجمه
  • دارای طبقه بندی موضوعی
  • طبقه بندی CEFR (از لحاظ سطح دشواری لغت)

در قسمت پایین برای جستجوی واژه ی فارسی آنرا در قسمت فارسی و برای جستجوی واژه ی انگلیسی آن را در بخش انگلیسی وارد کرده و سپس روی "جستجو" کلیک کنید.

جستجوی دیکشنری با کلمات فارسی
جستجوی دیکشنری با کلمات انگلیسی
عنوان معادل فارسی
bring

اوردن‌، رساندن‌ به‌

موجب‌ شدن‌

british

بريتانيايى‌، وابسته‌ به‌ بريتانيا و مردم‌ آن‌(بريتانيا به‌ انگليس‌ و اسكاتلند و ولز و كورن‌ وال‌ اطلاق‌ مى‌شود)

BTW -
canadian

كانادايى، وابسته‌ به‌ كانادا

cash cow

گاو شیرده، (خودمانى‌ -‏ بازرگانى‌) سرمايه‌ گذارى يا شعبه‌ى فرعى‌ شركت‌ كه‌ با سود فراوان‌ آن‌ شعبه‌هاى كم‌ سود تر را تقويت‌ مى‌كنند و يا دست‌ به‌ سرمايه‌ گذارى نوينى‌ مى‌زنند

catastrophe

فاجعه، مصیبت ، بلا، سانحه

ceremony

تشريفات‌، جشن‌، مراسم

chat

1- گپ‌ زدن‌، صحبت‌ دوستانه‌ كردن‌، چت کردن

2- صحبت‌ دوستانه‌، گپ‌ زنى‌، درد دل‌

check

1- چک کردن، بررسى‌ كردن‌، وارسيدن‌، معاينه‌ كردن‌

2- بررسى‌، بازبينى‌، وارسى‌، بازسنجى‌، مقابله‌ 

chilean -
chilly
  1. (هوا) سرد
  2. (شخص) سرد، خشک، غیر دوستانه
  3. (لبخند) بی روح، مرده، یخ زده
chinese

چینی، وابسته‌ به‌ چين‌ و مردم‌ آن‌ 

clear the air

برطرف کردن سوء تفاهم

close

بسته ، تنگاتنگ ، نزدیک به هم

تحت مراقبت

دور از انتظار

نزدیک ، مجاور

صمیمی 

در شرف ، نزدیک به

بستن 

club

باشگاه ، انجمن ، کانون

گرز ، چوگان ، باتون

با جوبدستی یا چماق زدن

خاج ، گشنیز

کلوپ شبانه

cold

سرد

سرما ، برودت ، هوای سرد

( موتور، تایر و غیره ) گرم نشده

احساس سردی

خشک و بی روح

سرد مزاج

سرما خوردگی

 

 

collision

تصادف، به هم خوردن

comment

1- نظر، عقيده‌، اظهار، گفته‌، توضيح‌، تفسير، گزاره‌.

2- اظهار نظر كردن‌، نظر دادن‌، توضيح‌ دادن‌، تفسير كردن‌، تفسير و حواشى‌ نوشتن‌

congratulation

تبريك، تهنيت‌، شادباش‌

cool

خنک

خونسرد ، آرام

خوددار

بیتفاوت

خنک کردن یا شدن

فروکش کردن

خیلی خوب ، باحال

آبی ملایم

cough up

سلفیدن، اخ کردن، از روی ناگزیری و اکراه پولی را به کسی دادن

creative

خلاق ، سازنده 

ابتکاری ، بدیع

damn -
deal

مقدار، اندازه‌، قدر، حد، معامله‌ كردن‌، سر و كارداشتن‌ با، توزيع‌ كردن‌

Delays are dangerous -

صفحه‌ها